اگر بخواهیم یک بازار واقعا آزاد در صنعت برق را تصور کنیم، چه چیزی به ذهنمان می آید؟ آمریکا؟ یا هنوز هم صنعت برق در کشور های پیشرفته آنطور که باید آزاد نیستند؟
وقتی می خواهم یک بازار واقعا آزاد برای برق تصور کنم، احتمالاً ذهنم سمت همین بازارهای عمده فروشی و انتخاب خرده فروش در بعضی ایالت های آمریکا می رود. اما اگر کمی رادیکالتر فکر کنیم (مثل بعضی از اقتصاد دانها که خودشان هم قبول دارند کمی “زیادی آزاد” فکر می کنند) بحث به حذف کامل دخالت دولت در صنعت برق می رسد.
واقعیت این است که بیشتر ما اصلاً نمی توانیم چیزی به اسم بازار آزاد برق را تصور کنیم، چون قوانین این صنعت اینقدر از اول دولتی و مداخله گرایانه نوشته شده که انگار قرار بوده برق را با حکم حکومتی تولید کنند. همین مفهوم انحصار طبیعی (ترجمه نازیبای کلمه Natural Monopoly) که الان همه جا می شنویم، مال بیش از صد سال پیش است. آن زمان سیاست گذاران (با کمک و پیشنهاد خود همین شرکت های برق) به این نتیجه رسیدند که بهترین راه مقابله با انحصار چیست؟ اینکه خودشان رسما انحصار بدهند! بعد هم روی آن یک لایه قطور نظارت و مقررات گذاشتند تا خیالشان راحت شود.
حالا ایراد کار کجاست؟
اول اینکه، مخصوصا برای کسانی که کمی نگاه ضد انحصاری دارند، به وجود آوردن یک انحصار و بعد کنترل آن، بیشتر شبیه حل مسئله با مسئله دیگری است تا راه حل واقعی. دوم اینکه، بیشتر اصلاحات ضد انحصار از دهه ۹۰ میلادی به بعد عملا آزادسازی نبود، بیشترش یک جور بازآرایی همان مقررات قدیمی بود. خلاصه اینکه مدل واقعا آزاد، هیچوقت امتحان نشده (حتی برای یکبار در مهد تمدن آزاد آمریکا!)
راه حلی که روی کاغذ منطقی به نظر می رسد این است که اجازه بدهیم شرکتهای خصوصی جدید هرجایی که امکان دارد وارد شوند و رقابت کنند. اما یک مانع بزرگ وجود دارد: شبکه های برق. این شرکت ها اگر بخواهند وارد شبکه های برق فعلی شوند، باید از آن هزار لایه مقرراتی که دور شرکتهای قدیمی پیچیده شده عبور کنند، کاری که عملاً غیرممکن است. بنابراین تنها راهشان این است که اصلاً به شبکه فعلی وصل نشوند.
اینجا ما با یک مفهوم جدید روبه رو هستیم، شبکه های کوچک، مستقل و خصوصی. معمولاً هم در مقیاس جغرافیایی کوچک هستند اما از نظر قدرت الکتریکی بزرگ؛ مثل یک شهرک صنعتی کوچک که خودش یک ژنراتور یا نیروگاه کوچک دارد. البته همین مدل وقتی به شبکه وصل می شود، با کلی مقاومت قانونی روبه روست و شاید جالب باشد که بدانید کمیسیون فدرال انرژی آمریکا (FERC) با شبکه های کوچک مشکل دارد و قرار بود پاییز امسال برای همین موضوع جلسه فنی بگذارد. ولی اگر شبکه خصوصی کلا مستقل باشد، نصف دردسرهای اداری و قانونی از بین می روند.
بزرگ ترین مانع امروز طبیعتا هزینه است. شبکه خصوصی احتمالا گران تر از برق شبکه فعلی تمام می شود. البته تکنولوژی تولید برق هر روز تغییر می کند و شاید این نسبت بعدها برعکس شود. از طرف دیگر، بعضی مصرف کننده ها حاضرند کمی بیشتر پول بدهند تا روی انرژی ای که مصرف می کنند کنترل کامل داشته باشند. اما اگر یک قدم عقب تر برویم، مهم ترین مزیت این کار چیز دیگری است، بالاخره یک صنعت برق پویا و رقابتی خواهیم داشت. تصور کنید کارآفرینان بدون اجازه گرفتن از ده ها نهاد نظارتی بتوانند وارد تولید و عرضه برق شوند؛ خدا میداند چه چیزهایی اختراع می شود. مخصوصاً حالا که تقاضای برق با رشد مراکز داده هوش مصنوعی، خودروهای الکتریکی و صنایع جدید بالا رفته و صنعت برق رسمی (طبق معمول) از قافله عقب است.
از نگاه دولتها، شبکه خصوصی برق یک برنامه توسعه اقتصادی بدون خرج است. بهجای ارائه یارانه، فقط کافی است کنار روند و اجازه بدهند کسی که توانایی دارد سریع اجرا کند. اگر هم پروژه شکست خورد، هیچ پولی از جیب مالیات دهنده (در کشور ما از پول نفت) یا مصرف کننده نرفته است.
ولی بزرگ ترین برنده، مصرف کننده ها هستند. تا همین چند سال پیش داشتن یک شبکه خصوصی برق اصلا معنا نداشت. اما حالا که قطعی های برق طولانی مدت وجود دارد و اتصال به شبکه اصلی گاهی ماه ها طول میکشد و هزینههای اولیه سرسام آور است، مشتریهای بزرگ (ازشرکت های خصوصی و دولتی گرفته تا کارخانه ها) حاضرند پول بیشتری بدهند تا سریع وصل شوند یا برق پایدارتر بگیرند.
برای وضعیت فعلی برق ایران، شاید یک ایده ساده اما عملی این باشد که اجازه دهیم پروژههای نیروگاه خورشیدی کوچک و خصوصی که به شبکه اصلی متصل نیستند، به صورت مستقل کار کنند و برق خود را به صنایع بزرگ و مجتمعهای تجاری عرضه کنند. این اقدام می تواند هم تجربه عملی شبکه های مستقل را در ایران ایجاد کند و هم فشار روی شبکه دولتی و عمومی را کاهش دهد، بدون اینکه ریسک زیادی متوجه دولت یا مصرفکنندههای عادی باشد. به مرور، با تجربه و موفقیت این پروژه ها، میتوان مدل رقابت واقعی و آزاد را در سطح گسترده تر پیاده کرد و صنعت برق را به سمت پویایی و نوآوری هدایت کرد.
در نهایت، بحث بازار آزاد برق فقط یک موضوع اقتصادی نیست، این یک چالش واقعی برای آینده صنعت، مصرفکننده و نوآوری است. شبکه های خصوصی و مستقل، حتی اگر امروز گران تر باشند یا با موانع قانونی مواجه باشند، نوید یک صنعت برق پویا و رقابتی را میدهند که در آن مصرف کننده واقعی حرف اول را می زند و شرکتها مجبورند خلاق تر و سریع تر باشند.
اگرچه راه اندازی چنین شبکه هایی ساده نیست و قوانین قدیمی هنوز سد راه هستند، اما اجازه دادن به ورود شرکت های خصوصی جدید، حتی در سطح یک یا چند مجتمع مسکونی، می تواند موتور نوآوری و رشد اقتصادی باشد. در بدترین حالت، هیچ اتفاقی نمیافتد؛ در بهترین حالت، صنعتی شکل میگیرد که سرعت، خلاقیت و تمرکز روی مشتری را به سطحی می رساند که امروز در بازار برق کمتر دیده می شود.
این نوشته با نیم نگاهی به مقاله What Would Consumer-Regulated Electricity Look Like از اندیشکده CATO نوشته شده است.
